نیازهای مرحله نوجوانی
اهمیت توجه به نیازهای نوجوانی
نوجوانی مرحله تغییرات اساسی است. تغییراتی که در ابعاد مختلف جسمی ، روانی و اجتماعی نمود پیدا میکنند. وجود این تغییرات نیازهای جدیدی را برای وی بوجود میآورد. برآورده شدن مناسب این نیازها به نوبه خود سازگاری سریعتر و بهتر او را با آنها میسر میسازد. در کنار بحران و تحولی که نوجوان در این دوره سنی تجربه میکند، عدم برآورده شدن این نیازها به شیوه مناسب مشکلات افزونتر را موجب میشوند. از این لحاظ توجه به شناخت این نیازها قدم اساسی در کمک به نوجوان در گذر از این دوران است. خانواده و در سطح گستردهتر اجتماع با کاربست شیوهها و برنامه ریزیهای مناسب ، بهداشت دوران نوجوانی را فراهم آورده و زندگی و شخصیت سالمتری را برای وی رقم میزند.
نیازهای زیستی دوره نوجوانی
رشد جسمی ویژگی بارز تغییرات دوران بلوغ است. به دنبال رشد قد ، وزن ، رشد عضلات و حجم قلب و تغییرات متابولیکی ، نیازهای تغذیهای وی تحتالشعاع قرار میگیرد. در دوران نوجوانی نیازهای غذایی نوجوان هم از لحاظ کمیت (به علت ازدیاد سرعت رشد) و هم از لحاظ کیفیت قابل اهمیت است. رشد بافتهای عضلانی احتیاج به رژیم غذایی سرشار از مواد پروتئینی دارد. پس از دوازده سالگی احتیاجات غذایی دختر و پسر متفاوت میشود. بنابراین دستورالعمل درست تغذیه آنها نیز دیگر نمیتواند یکسان باشد. دختران نوجوان به 2500 کالری و 80 تا 100 گرم پروتئین نیاز دارند که تقریبا 15% کالریهای لازم باید از طریق پروتئینها ، 25 درصد از طریق چربیها و 60 درصد از طریق گلوسیدها و مواد قندی تامین شوند. تغذیه درست دختر نوجوان آماده ساختن او برای توانایی مادر شدن است.
در حدود بلوغ ، افزایش وزن پسران با پراشتهایی و سیری ناپذیری آنها نمود پیدا میکند. حتی با یک فعالیت طبیعی مصرف کالری نوجوان پسر به اندازه احتیاجات یک بزرگسال که کارهای سنگین انجام میدهد، خواهد بود. احتیاجات غذایی ، نیاز به کلسیم و پروتئین و مواد معدنی به علت بالا رفتن سرعت رشد نسبت به دیگر دوران افزایش چشمگیر پیدا میکند. عدم ارضا نیازهای تغذیهای نوجوان صدمات و آسیبهای جدی میتواند به بار آورد. مقاومت این نوجوان در برابر بیماریهای عفونی معمولا کمتر است. توان انجام کارهای سنگین را ندارد و دختران به هنگامی که زن جوانی شده و باردار میشوند، شرائط بارداری را به سختی تحمل میکنند.
نیازهای عاطفی مرحله نوجوانی
رشد احساسات و عواطف بخش اصلی ویژگی دوران نوجوانی را تشکیل میدهد. شناخت ویژگیهای این تحولات عاطفی کلید اصلی حل مشکلات عاطفی این دوره است. با توجه به این که در این دوران بیداری هیجانات زندگی عاطفی نوجوان را دربر میگیرد، وی با نیاز شدید به دوست داشتن و دوست داشته شدن مواجه است. گاه این نیاز به صورت برقراری پیوندهای دوستی و گاه در خیالپردازیها و رویاهای نوجوان نمود پیدا میکند.بر این اساس و با توجه به نیاز مبرم نوجوان به تامل و تفکر و درونی شدن احساسات وی ، لازم است فرصتهای کافی برای اینکه پارهای از ساعات با خود خلوت کند و به اندیشه فرو رود، در اختیار وی قرار گیرد و والدین و مربیان آگاهانه و ناآگاهانه خلوت مورد نیاز او را بر هم نزنند و با این عمل علاوه بر ارضا نیاز طبیعی او ، اعتماد او را نسبت به خود سلب ننمایند. با این حال با توجه به سرکش بودن عواطف نوجوان و نیاز به کنترل و نظارت بزرگترها ، این نظارت نباید به صورت سختگیرانه و بیتوجه به نیازها و شرائط نوجوان صورت گرفته و از حد اعتدلال خارج شود.
با توجه به بیثباتی عاطفی این دوران و زود رنجی ، نوجوان نیاز دارد که همواره تکیه گاه مطمئنی برای خویش داشته باشد، به بزرگترها اعتماد کند و در مواقع ناامیدی و نگرانی به این پناهگاه مطمئن پناه ببرد.
نوجوانان شدیدا نوجو و تازه طلب هستند. نیاز به تجارب جدید و متنوع دارند. این نیازها نیز با توجه به شرائط فرهنگی و اعتقادی باید به شیوه مناسب مورد توجه قرار گیرند. از نمودهای این ویژگی تمایل به مدلهای جدید لباس ، آرایش و ... است.
ماجراجوئی ویژگی مهم دیگر این دوران است که باید مورد توجه قرار گرفته و نیازهای نوجوان و شرائط و امکانات سالم برای ارضا این نیاز وی فراهم گردد. فراهم کردن امکانات مناسب از قبیل رمانهای سالم و مهیج ، فیلمها ، ورزشهای خاص میتواند بطور سالم نیاز وی را برآورده کند.
برخلاف تصوری که خود نوجوان از رشد فکری خود دارد، آنچه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که هنوز تفکرات او رشد کامل و پختهای نیافته است. ارائه کمکهای فکری و راهکارهای پیشنهادی برای کمک به تصمیم گیری را به عنوان یک نیاز باید از نظر دور داشت.
نیازهای اجتماعی نوجوان
تمایل به برقراری پیوندهای اجتماعی ، عضویت در گروههای خاص ، پیدا کردن شغل و جایگاه مناسب اجتماعی بسیار مورد توجه نوجوان است. او نیاز دارد در میان دوستان و همسالان باشد، در گروههای ویژهای جایگاه و نقشی برای خود داشته باشد و استقلال مالی را تجربه کند. خانواده و جامعه باید به این دسته از نیازهای نوجوان ارج نهاده و با راهنمایی و نظارت خود نیاز او را به صورت سالم برآورده سازند. در غیر این صورت عضویت در پیوندهای اجتماعی نامناسب و مصرانه به دنبال جایگاه جمعی بودن مضرات فراوانی میتواند به بار آورد.
تفاوت های دختران و پسران
نگاهی به نیاز های مختلف عاطفی،اجتماعی و فیزیکی دختران و پسران:
آگاهی از تفاوتهای دختر و پسر برای والدین و معلمان بسیار حیاتی است چرا که در این صورت قادر خواهند بود محیط آموزشی مناسبی برای همه بچه ها ایجاد کنند که نه تنها منصفانه باشد بلکه مثمر ثمر نیز واقع شود تفاوت های بین دختران و پسران فقط تفاوت های رفتاری نیست. احتیاجات عاطفی آن ها هم مجزا از هم است. مهم است که والدین این تفاوت ها را درک کنند تا بتوانند محیط آموزشی مناسبی را ایجاد کنند. در دو دهه گذشته، به میزان زیادی تأکید ها روی کاهش تفاوتهای دو جنس و پرکردن فضای بین مؤنث و مذکر بوده است. لباسهای مشترک، اسباب بازی ها و ورزش ها و بقیه چیزها همه بیانگر این موضوع بوده است که هر آنچه برای پسرها خوب است برای دختران نیز خوب است. به هر حال، متخصصان به این نکته رسیده اند که تفاوتهای جنسیتی ریشه در مغز دارد و به عنوان مثال همه ما می دانیم که دختران از پسران سریعتر هستند، بداخلاقی پسرها بیشتر است و همچنین پسران روحیه تجاوزکارانه ی بیشتری نسبت به دختران دارند. تفاوت ها فقط تفاوت های رفتاری نیست، بلکه تفاوت های عاطفی، تفاوت هایی در چگونگی یادگیری، بازی کردن، احساسات، واکنش نشان دادن ها و روابط دوستانه نیز وجود دارد.
نویسنده آمریکایی «میکائیل تومپسون» در یکی از کتب خود توضیح می دهد که بزرگ کردن دخترها متفاوت است. زندگی عاطفی آنها پیچیده، دردناک و غالباً دچار مشکل است و به دلیل اینکه در مورد پسرها کمتر گفته یا نوشته شده است گاهی اوقات والدین به مشکلاتی برمی خورند. بعضی از مادران، بزرگ کردن پسرها را بسیار مشکل می دانند وغالباً آرزو می کنند که ای کاش فقط دختر داشتند، برخی دیگر پسرهایشان را با هیچ چیزی عوض نمی کنند چرا که «آنها وسواسی و شلوغ کار نیستند و خیلی همه چیز را راحت می گیرند.» «تومپسون» می نویسد: «برای یک پدر، بزرگ کردن یک پسر پاسخ دادن به همه خوبی هایی است که پدر خودش در حق او ادا کرده. پدری کردن برای پسرها به معنی این است که ما به همان خوبی که از آنها مراقبت می کنیم به خودمان نیز برسیم. این کار همچنین به یک پدر فرصت این را می دهد که آنچه پدر خودش در مورد او به اشتباه رفتار کرده است را جبران کند.»
در ادامه به ذکر چند سؤال و جواب که غالباً در جریان بزرگ کردن پسرها از سوی والدین پرسیده می شود می پردازیم. آیا پسرها برای نجات یافتن باید خشن باشند؟ این کلیشه (پسران باید خشن و دختران باید ظریف باشند) چیزی است که در اجتماع ایجاد شده است و همه ما آن را ادامه می دهیم.
یک پسر حساس یا زودرنج ازنظر بچه هایی که سر به سرش می گذارند یک ترسو است. وقتی پسر 12 ساله به خانه می آید و از چگونگی برخورد بچه های دیگر با او شکایت می کند معلم یا والدین او چنین واکنش نشان می دهند: «خوب از این عدم اعتماد به نفس و زودرنجی دست بردار تو هم برو آن ها را بزن. باید یاد بگیری که روی پای خودت بایستی.» پسرها هم انسان هستند، اما مجبور هستند این ماسک مردانگی را که جلوی آن ها را در ابراز احساسات می گیرد به صورت بزنند. والدین، پسرهایشان را تشویق می کنند تا برای اثبات خود در مدرسه دعوا کنند اما درواقع آن ها باید به پسرهایشان کمک کنند تا بفهمند چطور باید با ذهن عاطفی خود رفتار کنند. ظاهراً مادرها بیشتر از پدرها به پسران شان نزدیک هستند.
چرا گاهی اوقات با هم بودن برای یک پدر و پسر سخت است؟
بسیاری از مادرها دوست دارند شوهران شان در ارتباط با بزرگ کردن پسرهایشان بیشتر درگیر شوند. یکی از دلایلی که پدرها ارتباط خود با پسرهایشان را از دست می دهند این است که آن ها فکر می کنند همسرشان متخصص کودکان است یا شاید فکر می کنند این وظیفه پدر نیست که در مورد مدرسه، تکالیف یا دوستان کودکش از او سؤال کند. پدران با پسرانشان به گونه ای متفاوت از دخترانشان رفتار می کنند. به عنوان مثال: آنها با دخترانشان با لحنی ملایم تر صحبت می کنند. اگر یک پدر از پسرش خیلی سؤال کند آن پسر ممکن است فکر کند که «پدرم هرگز از من راضی نیست اصلاً فرقی نمی کند که من چه می کنم.» گاهی اوقات پسرها می توانند نظر پدرشان را به سادگی با گفتن: «من نمی خواهم با شما صحبت کنم چون شما همیشه سر من داد می زنید» تغییر دهند. بزرگ کردن پسرها نیز مانند دختران به میزان زیادی باید با گوش دادن به احساساتشان و بیان احساس خودتان پیش برود. بزرگ کردن دختران و پسران به شکل مساوی به نظر کارآمد نمی آید. همان طور که دختران به طور کلی از اتکاء به نفس کمتری نسبت به پسران برخوردارند، والدین باید با دخترانشان به گونه ای متفاوت برخورد کنند تا مطمئن شوند شرایط و فرصتهای برابری برای آن ها ایجاد کرده اند. در دو دهه گذشته باور کلیشه های جنسیتی آن قدر زیاد بوده است که حمایت واقعی از این فرضیه که «دختران نیاز دارند به گونه ای متفاوت از پسران با آن ها رفتار شود. » عجیب به نظر می رسیده است.
با توجه به تحقیقاتی که بر روی مغز انسان انجام شده، پسران و دختران از این نظر متفاوت هستند. برای باور کردن اینکه والدین و آموزشگران در ایجاد محیطی که برای پسران و دختران مساوی باشد، باید بیشتر تعمق و احتیاط کنند، دلایل کافی وجود دارد. تساوی دو جنسیت به معنای این نیست که بگوئید: «من دختر و پسرم را به طور مساوی بزرگ کرده ام.» در عوض ما باید نیازهای مختلف عاطفی، اجتماعی و فیزیکی فرزندانمان را برآورده کنیم و این باید به گونه ای باشد که شرایط مساوی برای هر دو ایجاد شده باشد. مدارس باید محیط آموزشی ای ایجاد کنند که رفتارها و مدل های آموزشی منحصر به دختران در آن جا پیاده شود. به عنوان مثال: مطالعات نشان داده است که میزان اعتماد و اتکاء به نفس دختران کمتر از پسران است که این مسأله در رفتار آنان تأثیر می گذارد. دختری که فکر می کند ریاضی یا علومش خوب نیست آن درس را انتخاب نمی کند. «کارول جیلیکان» متخصصی در هاروارد در کتاب «با یک صدای متفاوت» ذکر می کند که این اعتماد به نفس کاهش یافته به تدریج وقتی دختران به سنین پیری می رسند موجب از دست رفتن صدای آنها می شود.
تحقیقات کارول مستندا نشان می دهد که دختران از همان زمان کودکی چطور با عدم توانایی در نه گفتن به دوستان، والدین و معلمان شان بزرگ می شوند. در بسیاری از خانواده ها، هرگز نظر آنها پرسیده نمی شود و اصلاً حرف های آن ها شنیده نمی شود. چلسی 10 ساله می گوید: «مامان و بابا همیشه از «دنی» می پرسند که کجا می خواهد غذایش را بخورد اما از من هرگز.» «من باید آنچه را که دنی می خواهد انجام دهم و آن ها می گویند دلیلش این است که من از او بزرگترم.» تحقیقات کارول بسیار حیرت انگیز است زیرا پنجره ای به سوی اینکه دختران چگونه می اندیشند و چگونه احساس می کنند می گشاید و ثابت می کند که توسعه ذهنی و عاطفی آن ها چطور در روشی متفاوت از پسران شکل گرفته است. به عنوان مثال کارول می گوید دختران یک کد ذهنی دارند که مبنای آن «مراقب بودن یا در ارتباط بودن» است. با توجه به تحقیقات کارول قوانین مدرسه (جامعه) بر مبنای عدالت است و این مسأله غالباً نتیجه اش تنبیه شدن دختران به خاطر عقاید یا رفتارهایشان است. دکتر «جوآن دیک» در کتاب «دختران چگونه خوب رشد می کنند» توضیح می دهد که معلمان و والدین باید رشد دختران را حتی وقتی که ممکن است در طول تحصیل در مدرسه تغییرات مختصری کرده باشند، تشویق کنند.
تفاوت های یادگیری دانش آموزان دختر و پسر
مغز هر انسان از میلیون ها نورون تشکیل شده و یکصد تریول سلول ارتباط دهنده هم در ان وجود دارد. مغز انسان بالغ 3 لایه دارد، قشر مخ که در قسمت بالا قرار دارد، دستگاه لمپیک در وسط و ساقه مغز که پایین ترین بخش مغز را به خود اختصاص می دهد و با نخاع در پیوند است. هرکدام از لایه ها نیز وظیفه خاصی دارند. مثلاً وقتی به کودک ریاضی درس می دهیم، صحبتمان با مغز فوقانی است. اما پاسخ های هیجانی هم صورت خارجی پیدا می کنند؛ به خصوص اگر دانش آموز با واکنش عاطفی و احساسی با مضمون درس روبهرو باشد. در زمینه های مختلف ذهن دو جنس مونث و مذکر متفاوت هستند و تفاوت های میان ذهن دختران و پسران بارز و متعدد است. در زمینه حافظه هم تفاوت های قابل ملاحظه ای میان دختران و پسران وجود دارد. دختر ها به طور کوتاه مدت می توتنند اطلاعات بیشتری را در حافظه خود نگه دارند اما پسر ها اگر موضوعی برایشان جالب باشد آن را بهتر در حافظه خود حفظ می کنند.
درحالی که دختر ها در زمینه حافظه بهتر هستند، پسر ها نیز در خصوص مهارت های فضایی قوی تری عمل می کنند.
تفاوت در طرز یادگیری
استدلال پسر ها به گونه ای است که از کل شروع می کنند و به جزء می رسند و سرعت استدلال شان نیز از دختر ها سریع تر است. به همین دلیل است که پسر ها در آزمون های سریع چند جوابی موفق تر عمل می کنند. هرچه کسی در تصمیم گیری سریع تر باشد، در آزمون هایی که به سرعت عمل احتیاج دارند موفق تر هستند. امه اندیشیدن دختران به صورتی است ه از موارد جزئی شروع می کنند و از جزء به کل می رسند. وقتی ریاضیات روی تخته سیاه آموزش داده می شود پسر ها بهتر یاد می گیرند اما وقتی برای آموزش ریاضی از شکل و شئ استفاده می شود و آموزش عینی تر می شود، یادگیری برای دختر ها سریع تر می شود. البته در تمام این موارد استثنائات زیادی وجود دارد. یکی دیگر از تفاوت های یادگیری دختران و پسران در این است که دخترها هنگام یادگیری نیازی به اینکه به اطراف حرکت کنند یا جابه جا شوند ندارند اما پسرها باحرکت کردن و جابه جا شدن نه تنها مغز خود را تحریک می کنند بلکه رفتارهای خود را نیز کنترل می کنند. همچنین در سال های بالاتر تحصیل، پسرها به نشانه های آموزشی، نمودارها و جدول ها توجه بیشتری نشان می دهند اما دختران مضامین کتبی را بیشتر می پسندند. پسرها و دخترها، هردو تصاویر را دوست دارند ولی پسرها هنگام یادگیری بیشتر به آنها بها می دهند. علت اصلی آن این است که تصاویر و اشکال، نیمکره راست مغز آنهارا بیشتر تحریک می کند. در کلاس های ادبیات، آموزگاران به این نتیجه رسیده اند که پسر ها به حالت خیالی و سمبل های نویسنده توجه دارند و دخترها به جنبه های احساسی شخصیت ها بها می دهند.
تفاوت های جنسیتی مغز
در زمینه بررسی انواع هوش هم به تفاوت های میان دختران و پسران می رسیم و جالب این است که هوشمندتر بودن یک جنسیت در یک زمینه خاص به این دلیل نیست که این زمینه خاص در جنس دیگر رشد نکرده است. همچنین اگر مغز به اندازه کافی تحریک شود، زمینه های هوشی آن نیز تقویت می شود و رشد می کند.دخترها معمولاً بیشتر درس می خوانند، اغلب نمرات بهتری می گیرند و در کلاس هم ساکت ترند. اما پسرها نمرات بدتری می گیرند و بیشتر سروصدا و بازیگوشی می کنند و حرف می زنند و این در واقع از خصوصیت جنسیتی زنان و مردان به حساب می آید. دختر ها ملاحظه کارتر هستند و پسرها پرخاشگرتر و رقابت جویی نیز در آنها بیشتر به چشم می خورد. به علاوه بررسی سیستم های مغزی نشان می دهند که دخترها به طور متوسط به اندازه پسرها ریاضیات را دوست ندارند. پسرها نیز به همین ترتیب از خواندن و نوشتن به قدر دخترها استقبال نمی کنند. حتی با رعایت همه استثنائات، اینکه ممکن است دختری در ریاضیات عالی باشد و پسری هم در ادبیات. سیستم های مغزی همیشه امتیازات جنسیتی را رعایت می کنند. پسرها در حال حاضر به میزان زیادی در زمینه خواندن و نوشتن از دخترها عقب ترهستند و همان تلاشی که برای افزایش توانایی دختر ها در ریاضیا و علوم می شود باید صرف بالا بردن توانمندی پسرها در خواندن و نوشتن شود. نمرات پسرها و دختر ها در آزمون هایی مانند ورود به دانشگاه ها و کالج ها نشان از برابری دخترها و پسرها دارد؛ هرچند با کمی فاصله، پسران جلوتر از دختران قرار دارند زیرا پسرها در جواب دادن به سوالات چند گزینه ای بهتر و سریع تر از دخترها عمل می کنند. همچنین مغز پسرها در مقایسه با دخترها اطلاعات یک جمله ای را بهتر پردازش می کنند.
تاثیر بلوغ در رفتار جوانان
بلوغ چه تاثیری بر رفتار نوجوان دارد؟
تغییرات ناگهانی و مهمی که از لحاظ جسمی در نوجوان اتفاق میافتد، در کنار تغییر در علائق ، نگرشها ، احساسات ، روابط و ... رفتارها و کردارهای جدیدی را در نوجوان سبب میشود و اغلب با بروز مشکلات جدیدی که موجب عدم سازگاری نوجوان با محیط میشوند (مشکلات مرحله نوجوانی)، همراه هستند. این تغییرات ویژگی خاصی به این دوران میبخشند که آن را به عنوان یک مرحله انقلابی و مشکل از رشد میشناسند و در تعابیری آن را به مثابه یک مرحله بحرانی معرفی میکنند. اطلاق چنین عنوانی به دوران بلوغ شاید به دوران ارسطو باز میگردد.
در هر حال تغییرات رفتاری نوجوان در اثر تغییرات بلوغ ویژگی اساسی این دوران است. اینکه این تغییرات چگونه اتفاق میافتند؟ واکنش نوجوان به بروز این علائم چگونه است؟ چه تفاوتی میان نوجوانان از لحاظ واکنش به این تغییرات وجود دارد؟ سوالاتی هستند که اغلب مورد توجه روان شناسان رشد بوده و طی مطالعاتی به آنها پاسخ داده شده است.
بلوغ جسمی و جنسی و تاثیرات آن در رفتار نوجوان
بلوغ و نوجوانی توام با تغییرات قابل توجه جنسی و جسمی است. آنچه مسلم است اینکه تغییرات روانی ، عاطفی و اجتماعی متعدد و بارزی نیز در این دوران دیده میشود. بخشی از این تغییرات در واقع واکنشی است در قبال تغییرات جسمی و جنسی که نوجوان بطور ناگهانی با آنها مواجه شده است. آگاهی از بروز تغییرات ناگهانی جسمی و جنسی برای نوجوان معمولا اضطرابآور است و به عنوان یک پدیده تازه که با آن مواجه شده، سازگاری با آن مدتی طول میکشد.
این تغییرات ممکن است در برخی نوجوانان احساس گناه ایجاد کند و در دفعات بعدی که تغییرات جدید با تکرار همراه میشوند (مثل عادت ماهانه در دختران و احتلام شبانه در پسران) این احساسات شدیدتر میشود، به گونهای که نوجوان به تدریج دیدی منفی نسبت به خود پیدا میکند و نمیتواند نگرش مطلوبی از خویشتن داشته باشد.اولین احساسی که در نوجوان به مجرد روبرو شدن با نشانه بلوغ جنسی بوجود میآید، غافلگیر شدن و ترس و وحشت ناشی از آن است و این حالت زمانی بر نوجوان مستولی میشود که خود را به گونهای غیر منتظره در وضعیت جدید مییابد که قبلا هیچ اطلاعی از آن نداشته و اکنون نیز هیچ توضیحی برای آن نمییابد. احساس دیگری که غالبا گریبانگیر نوجوان میشود، حالت غم و اندوه فراوانی است که بطور طبیعی برایش پیش میآید. ترکیب پیچیدهای از احساس غم و اندوه و احساس گناه منجر به گوشه گیری و انزواجویی و گریز از جامعه و اطرافیان میشود و این در رفتارهای اجتماعی نوجوان آثار سوئی خواهد گذاشت، چیزی که از نیازهای اساسی نوجوانی است.از جمله تغییراتی روانی و فکری این دوران طبیعت کنجکاو و حساس نوجوان است. با این وصف تغییرات حاصل از بلوغ ، موضوع کنجکاوی او قرار میگیرد و رفتار او را در جهت گرفتن پاسخ سوالاتش در مورد این پدیده تازه ، تحتالشعاع قرار میدهد.
فرهنگ و تاثیرات بلوغ جسمی و جنسی در رفتار نوجوانی
فرهنگ به عنوان زمینه و بستری که رفتارها و کردارهای افراد در داخل آن و متاثر از آن صورت میگیرد، چیزی نیست که مورد غفلت قرار گیرد. تاثیر شرائط فرهنگی در واکنش نوجوان به تغییرات بلوغ بسیار مهم است. عموما در فرهنگهایی که برخورد راحتتر و عادیتری با این تغییرات دارند، واکنش نوجوان سالمتر خواهد بود. بطوری که شاید به اندازه فرهنگهای بسته دچار احساس گناه ، خودسرزنشگری و یاس و ناامیدی نشود.به عبارتی فرهنگهایی که این تغییرات را طبیعی دانسته و پذیرای این تغییرات هستند، اضطراب و نگرانی را در فرد به حداقل میرسانند. به ویژه از راههای مناسبی که اطلاعات مربوط به بلوغ در اختیار نوجوان قرار میگیرد، تحمل استرسهای این دوران را برای وی راحتتر میسازد. نوجوان دیگر به تغییرات جسمی و جنسی خود به عنوان یک امر غیرطبیعی نمینگرد، میداند چه برخوردی با این تغییرات داشته باشد و این مساله قدرت سازگاری او را با آنها افزایش میدهد و موجب میشود بهتر و سریعتر به سازگاری با بلوغ برسد.در فرهنگها و جوامعی که نوجوان از علائم این تغییرات بیاطلاع میماند، با این تغییرات با نگرشی منفی برخورد میشود و صحبت از این مسائل به ویژه بین نوجوان و والدین مایه خجلت و شرمسازی است، واکنشهای منفی نوجوان شدیدتر خواهد بود.
جنسیت و تاثیرات بلوغ جسمی و جنسی در رفتار نوجوانی
در برخورد با تغییرات بلوغ بین دو جنس پسر و دختر تفاوتهایی دیده میشود. البته این تفاوت در واکنش ، تنها مربوط به تفاوت این تغییرات در بین پسران و دختران نیست هرچند تغییرات جسمی و جنسی بلوغ در بین دختران و پسران متفاوت است، ولی تنها عامل وجود تفاوتهای رفتاری نوجوانان پسر و دختر در برخورد با بلوغ نیست. معمولا عوامل مختلفی در تفاوت واکنش دختران و پسران دخیل هستند. در هر حال رفتارهای پرخاشگرانه را در این دوران در بین پسران بیشتر از دختران میتوان دید، در حالی که دختران ممکن است به صورت گوشه گیری و انزوا به این مسائل واکنش نشان دهند.
بطور کلی تغییرات بلوغ در پسران همراه با احساس مردانگی ، قدرت یافتن و ... است. پسران با افتخار بیشتری با تغییرات ثانویه جنسی برخورد میکنند. معمولا پسرانی که در گروه همسالان خود زودتر از بقیه با تغییرات ثانویه مواجه میشوند، قدرت رهبری و تسلط بیشتری بر سایرین اعمال میکنند. در دختران عکس این قضیه صادق است. در اکثر موارد برای دختران پیدا کردن ویژگیهای زنانه چندان خرسند کننده نیست. به این لحاظ زودرسی در دختران مشکلات بیشتری را فراهم میسازد، در حالی که در پسران دیررسی مشکل آفرین است.
تاثیرات بلوغ عاطفی و روانی در رفتار نوجوان
علاوه بر تغییرات جسمی و جنسی ، بلوغ عاطفی و روانی تاثیرات رفتاری شگرفی را در نوجوان سبب میشود. بیثباتی عاطفی ، به عنوان یک ویژگی بلوغ به صورت خواهشهای متضاد در رفتار نوجوان تجلی مییابد. رفتار او گاه بسیار ظریف و گاه بسیار خشن مینماید و امکان انتخابهای قطعی و صحیح برای نوجوان محدود میشود. رفتارهای حاکی از انگیختگی شدید و سریعالتاثر بودن در رفتارهای نوجوانان نمود پیدا میکند و واکنشهای سریع و ناگهانی در برابر مسائل غیردلخواه از خود نشان میدهند و نوجویی و نوخواهی در رفتارهایی مثل مدلهای لباس ، آرایش مو و ... جلوهگر میشود.
نوجوانان با احساس استقلال ، با رشد و تحول روانی خود رفتارهایی از خود نشان میدهند که حاکی از پیام آنها مبنی بر رسیدن به استقلال است. در این راستا ممکن است با والدین ، خانواده و مدرسه درگیریهای در انواع مختلف پیدا کنند. تصمیم گیریهای خودسرانه با تکیه بر این ویژگی که دیگر خود را بزرگسال و از لحاظ فکری پخته میبینند، دیده میشود. با احساس تحول فکری و روانی و اجتماعی در خود به دنبال شغل و ... بر میآیند.
تفاوت ها و سبک های یادگیری خانم ها و آقایان بپردازم:
یادگیری و شیوه های مختلف آموزش های گوناگون تابع شرایط و عوامل متعددی است که بحث دربارة هرکدام نیاز به ساعتها بحث و تحقیق دارد . در اینجا می خواهم بطور خلاصه به تفاوت ها و سبک های یادگیری خانم ها و آقایان بپردازم:
مغز زنان: همدلی کردن
مغز زنان طوری تنظیم شده که به مسائل عاطفی و احساسی واکنش نشان می دهد؛ پس هر قدر آموزشها با شعر و داستان و احساسات عجین باشد، یادگیری افزایش پیدا می کند.
مغز مردان: دارای سیستم خاص؛ (( سازمان یافته ))
سازمان یافته به معنای تجزیه و تحلیل، کشف و ساخت یک نظام است. چگونگی انجام گرفتن کارها و بیرون کشیدن قوانین اساسی یک نظام روی مغز و یادگیری مردان تأثیر می گذارد، یعنی هر چقدر متون و نوع آموزشها تحلیلی، دارای نظم و قانون باشد، یادگیری چند برابر می شود.
دختران اجتماعی، پسران رقابتی هستند.
هر قدر آموزشها برای دختران گروهی و اجتماعی و در پسران بصورت مسابقه ای و رقابتی باشد و به این مهم توجه شود آموزش و یادگیری در دو گروه افزایش پیدا می کند.
فضای توجه پسرها 5 الی 10 دقیقه و فضای توجه دخترها 10 الی 20 دقیقه است.
بر این اساس مؤضوعات آموزشی باید برای پسرها خیلی قابل توجه تر و جذاب تر باشد.پسران زیر فشارند تا رفتارشان مؤدبانه تر شود و در واقع زیر فشارند که بیشتر شبیه دختران رفتار کنند و اگر پسران به حکم طبیعت خود نمی توانند اینگونه رفتار کنند، داروهای آرامبخش اعصاب می تواند چنین کاری بکند.اکثریت عظیم اساتید، سکوت، بهترین شنوندگان و پذیرش ترین دانشجویان را برای کلاس می خواهند و کلاس را به سمت رقابت نداشتن، آرام و بودن تشویق و سوق می دهند؛ آنگاه توقع دارند کلاسشان پویا و مملو از تجمع دانشجویان باشد !همچنین از کسل بودن دانشجویان سخن به میان می آورند !
چه باید کرد ؟
کار دشواری نیست که نظام آموزشی را به گونه ای شکل بدهیم که نیازهای هم پسران و هم دختران را به خوبی برآورده سازد. اما اجرای کار با مشکلاتی روبروست.هر اقدامی در این مورد با مخالفت کسانی روبرو می شود که کورکورانه می خواهند تساوی میان جنسیت ها را نشان دهند. منظور شان هم از تساوی این است که به پسران و دختران دقیقا به یک روش واحد تدریس شده و دقت شود که هیچ یک از این دو جنس امتیازی نسبت به دیگری نداشته باشد.
دانشگاه غیر مشترک (غیر مختلط)
آیا باید جنسیت های متفاوت در دانشگاههای خاص خود تحصیل کنند؟ به نظر می رسد که عملکرد دانشجویانی که در دانشگاههای تک جنسیتی درس می خوانند به مراتب بهتر است. نمی دانم این فشار از سوی کیست که باعث می شود دانشگاهها به سوی مشترک و مختلط شدن پیش روند، شاید از سوی دولتمردان، سیاستمردان و افراد با نفوذی است که می خواهند توجه به مساوات را به رخ همه بکشند و لو به از بین رفتن فرصت های یادگیری منجر شود . چه غرور و خودخواهی غفلت آوری !
من نمی خواهم بگویم که تمامی دانشگاهها باید به شکل تک جنسیتی درآیند، زیرا یکی از وظایف آموزش این است که به دختران و پسران بیاموزد که در کنار هم زندگی کنند . اما حرف من این است که آنان به طرز متفاوتی از یکدیگر یاد می گیرند و توجه به این نکته به سود هردو آنان تمام می شود.اگر کلاسها و اساتید طوری سازمان بگیرند که نیازهای همه را رعایت کنند و فقط به این فکر نباشیم که پسران و دختران صرفا آموزشی یکسان دریافت کنند، در آن زمان به پیشرفت یادگیری اذعان خواهم کرد.
نکات طلایی:
1- اغلب پسران و آقایان به آموزشهای دراماتیک تری احتیاج دارند تا توجهشان جلب شود و همچنین به محیط رقابت آمیز نیاز دارند تا خود را نشان دهند .
2- پسران به اساتیدی احتیاج دارند که بلند حرف بزنند و برون گرا باشند.
3- اما دختران که حیطه توجه وسیع تری دارند از اساتیدی که آرام تر و آهسته تر حرف بزنند و رفتارشان مهرانگیزتر باشد بهره خواهند برد.
ü پسران برای فعال کردن مغز خود تا با تمام وجود و قدرت کار کند به انگیزة بیشتری نیاز دارند . پسرها در آموزش ها به دنبال راه حل هستند و با تحسین و اعتماد به آنها رشد خواهند کرد.
4- پسرها ناشکیباتر هستند ودر مقایسه با دخترها سریع تر کسل می شوند.
5- آقایان اغلب از امتحان و تست خوششان نمی آید و برای شان استرس آور است و زمانی که این استرس برداشته شود می شود از امتحان و تست برای ارزیابی و یادگیری استفاده کرد.
6- برنامه ریزی مغز و تأثیر هورمونها برآن، چگونگی رفتار و طرز فکر ما را تعیین می کند.
7- ساختمان چشم ها :
گرچه چشم ها قابل رؤیت هستند، در واقع قسمتی از مغز به شمار می آیند. شبکیه که در پس حفرة چشم ها جای گرفته، دارای 130 میلیون یاختة استوانه ای موسوم به گیرنده های نوری است که رنگ های سیاه و سفیدراتشخیص می دهند .70میلیون یاخته ی مخروطی نیز برای تشخیص دیگر رنگ ها وجود دارد. سازنده ی این یاخته های رنگی کروموزوم است. زنان دارای دو کروموزومx هستند. در نتیجه تنوع یاخته های مخروطی آنان بیشتر از مردان است. این تفاوت در نحوه ی توصیف دقیق رنگ ها از زبان زنان بازتاب می یابد. زنان نه تنها دارای یاخته های مخروطی متنوع تری هستند، نسبت به مردان دامنه ی دید و وسیع تری هم دارند. محدوده ای دست کم 45درجه ای از چپ و راست ، بالا و پایین سرشان می بیند. گاهی به 180 درجه هم می رسد. اما چشم مرد برای دیدن دوردست ها سازماندهی شده است.این ساختار اتفاقاتی را در ذهن ایجاد می کند؛ از جمله مردها فقط به یک نکته توجه دارند؛ اگر درسی را یاد نگیرند درس های بعدی را هم یاد نخواهند گرفت، آنقدرگیر می دهند تا یاد بگیرند، و دلیل اینکه بسیاری از مخترعین مردان هستند،همین است، آنقدرگیر می دهند تا مسئله حل شود.اماخانمها خیلی راحت تر یاد می گیرند وحالت گیر دادن ندارند.مردها برای بهتر دیدن آماده ترند تا برای بهتر شنیدن، در نتیجه موضوعات و مطالب و خلاصه درس را مردها هر چقدر ببینند، یادگیری چند برابر می شود وخانم ها هر چقدر مطالب درس را همراه با مباحثه بشنوند یادگیری افزایش پیدا می کند.مردان به جزئیات دقت نمی کنند و دوست دارند زودتر به اصل مطلب برسند. بهتر است در آموزش، اهداف یادگیری در ابتدای درس واضح و شفاف بیان شود.مردان هر چقدر فعال باشند، اکسیژن بیشتری مصرف کنند و غذای مقوی مصرف کنند یاگیرشان بیشتر می شود، اما خانم ها هر چقدر در باره ی موضوع حرف بزنند یا تفریح کنند و به گردش بروند یادگیری شان افزایش پیدا می کند و این تفاوت برمی گرددبه دو ماده ی تولید شده از مغز به نام های دوپامین و سروتوتین. شایع است در مردها دوپامین و در خانم ها سروتوتین پایین می آید و پایین آمدن هر کدام در هر یک از جنسیت ها باعث کاهش یادگیری، افزایش کسلی و تنبلی می شود و افراد به سوی بی انگیزگی و افسردگی پیش می روند.تغذیه مناسب، ورزش و تنفس کافی باعث تعادل یافتن دوپامین و تفریح و گردش و صحبت های شاد کمبود سروتوتین را جبران می کند.این مطالب خلاصه ای بود از تحقیق حقیر درباره ی تفاوت های مردها و زن ها ؛ در خاتمه امیدوارم مطالب ارائه شده دورنمای امیدبخشی برای پیشرفت در اختیار مسئولان قرار دهد