ويژگيهاي روانشناختي فرد در اين مرحله

الف)- ويژگيهاي اين دوره بر حسب نظريه اريکسون: در اين مرحله که سنن نوجواني است (طبق نظريه رشد اريکسون) فرد نسبت  به شخصيت خود آگاهي پيدا مي نمايد و يک «من» که وخدت بزرگتري از گذشته دارد و در ارتباط با يک گروه،شغل، جنس، فرهنگ و مذهب است در فرد شکل مي گيرد . برخورد رواني در اين مرحله مربوط به شکل گيري احساس هويت «من» و پراکندگي اجزاء مختلف آن است. وظيفه حياتي نظام آموزشي و جامعه اين است که در اين دوره حساس شخصيت و هويت مستقل براي کودک قائل شده و او را در ساختن آن کمک نمايند.اين کار وقتي صورت مي گيرد که فرد نوجوان بتواند تا بر جوانب منفي اين تعارض و بحران غلبه نمايد و يک هماهنگي دروني و پيوسته در ايفاي نقشهاي مختلف به دست آورد.(سيف و همکاران،1377)

احساس هويت جنبه هاي گوناگون دارد؛ جنبه رواني آن باعث شکل گيري «من دروني» نوجووان مي شود. او در اين دوره بايد بتواند بين زندگي گذشته و شخصيت دوره هاي قبلي خويش با وضع کنوني و جديدش، پيوند مناسبي ايجاد نمايد.

جنبه ديگر رشد نوجوان در اين دوره، رشد فرهنگي ميباشد. که عبارتست از بدست آوردن هويت بينشي و فکري و دست يافتن به شخصيت مذهبي است. از اين رو اين مرحله را مي توان زيربناي اساسي مراحل بعدب رشد رواني-فرهنگي دانست. اينکه او بايد بتواند تمام دانش و برداشتهايي را که در گذشته در مورد خود پيدا نموده است را در يک مجموعه وقالب جاي دهد، به صورتي که شخصيتي واحد و منسجم در خود بيابد و نسبت به گذشته و آينده ديد روشني پيدا نمايد

ب)- ويژگيهاي اين دوره هبر حسب نظريه اخلاقي کلبرگ:  رفتار اخلاقي فرد در اين مرحله از رشد ، اخلاق قراردادي است. در اينجا هدف فرد سازگاري و هماهنگي با نظم اجتماعي و تمايل براي حفظ و نگهداري اين نظم است. البته مرحله دوم آن يعني(اخلاق بر پايه قانون و نظم) شامل اين مرحله از رشد و زندگي فرد مي باشد.

ج)- در نظريه اسکينر هم که مراحل را در قالب کتاب شهر افسانه اي والدن- دو ارائه کرده، اين مرحله داراي ويژگيييهايي است که در نهايت به همسرگزيني و تشکيل خانواده ختم مي شود.

 

ويژگيهاي اجتماعي فرد در دوره متوسطه

در اين سن فرد مايلاست تا درنظام اجتماعي بزرگ تر (فراتر از خانواده) جايي داشته باشد و وظايف خود را به انجام برساند.نوجوان دخالت عامل انساني را در رفاه و سعادت زندگي اجتماعي درک مي کند. در اين دورهرشد وتکامل عاطفي به تبع تغييرات عمده اي که در ارگانيسم فرد به تبع تغييرات جسمي حاصل مي گردد، اهميت خاصي مي ابد. پسر براي مرد شدن و دختر براي زن بودن آماده مي شود. آنچه فذد مي آموزد بيشتر جنبه عاطفي و اجتماعي دارد تا جنبه عقلاني. استدلال عاطفي در فرد تقويت مي شود. پسرو دختر ياد مي گيرند که چگونه نر يکديگر را به خود جلب نمايند.

علاوه بر آن، آنها ياد کي گيرند که چگونه با هم جهت رسيدن به تفاهم براي تامين منافع عمومي را و صرفنظر کردن از اختلافات شخصي را به منظور نيل به هدف مشترک فرا مي گيرند. بنابراين مدرسه بايد هدفهاي خاصي را به منظور توجه به اين دسته از ويژگيهاي افراد بالغ انجام دهد. همچنين در اين دوره علاقه و رغبت به حرفه و شغل در افراد ظاهر مي شود و جنبه نوع دوستي نيز در فرد ظاهر مي گردد.(شريعتمداري،1376: 145-46).

 

از نظر دکتر ملکي(ملکي،1383: 36-37) مجموعه ويژگيها و علايق اجتماعي نوجوان را چنين مي توان بيان نمود:

-       در مرحله اول اين دوره نوجوان متمايل به عالم درون است و شخصيت خود را مي جويد و در مرحله دوم رفته رفته خود را بخشي از نظام اجتماعي مي داند

-       مايل به انجام کارهاي جامعه است و به افراد جامعه خود چه آنها را بشناسد و چه نشناسد خدمت مي کند و آماده همکاري با ديگران است

-       بيشتر از راضي کردن اطرافيان به مسوليت انساني خود توجه دارد

 

نقش اجتماعي نوجوان در جامعه

 

در مرحله اول دوره نوجواني که فرد در دوره راهنمايي تحصيل مي نمايد، علايق و نيازهاي او توسعه مي يابد و روابط اجتماعي وسيعتر از خانواده براي او مطرح مي شود.در اين سن دانش آموز بايد به وظايف خود در مقابل ديگران و کل جامعه آشنا شود و قوانين و مقررات جامعه را بهتر درک نمايد.

در دوره راهنمايي گرايش به گروههاي همسالان تقويت مي شود و رفتار و گفتار، افکار و نظرات دوستان و گروه همسالان بيشتر از خانواده براي او اهميت پيدا مي نمايد.با ورود به مرحله دوم نوجواني و سن دبيرستان دنياي وسيع تري در جلو چشم دانش آموزان باز مي شود. در اين مرحله نوجوان خود را در مقابل جامعه مسول مي داند و مي خواهد در حل مشکلات و معضلات جامعه نقشي داشته باشد و از طرف ديگر جامعه نيز از او انتظاراتي دارد.

جامعه از او مي خواهد که به عنوان يک فرد مولد ظاهر شود و به سهم خود در تامين نيازهاي فردي و اجتماعي ايفاي نقش کند. بنابراين لازم است که فرد مهارتهاي عقلاني، عاطفي، اجتماعي و سياسي متناسب با اين مرحله مطرح مي شود. به همين دليل آموزش متوسطه بايستي به سمت حرفه آموزي حرکت نمايد و مهارتهاي شغلي را در فرد ايجاد نمايد. از اين گذشته داشتن شغل به استقلال فرد کمک مي کند. و با توجه به اينکه فرد در اين دوره خواهان استقلال (اقتصادي و عاطفي ) از خانواده مي باشد پس بايستي آموزشهاي دوره متوسطه او را در اين راه ياري برساند.

 

ویژگیهای محتوا در این دوره

بنابر مقدمه ای که در مورد ویژگیهای روانشناختی و اجتماعی یادگیرنده نوجوان ارائه شد، می توان ویژگیهای زیر را برای محتوا در این دوره برشمرد. همچنانکه دیدیم در این دوره هم ویژگیهای روانشناختی یادگیرنده متفاوت است و هم ویژگیهای اجتماعی او. در دوران کودکی که مرحله شکل گیری شخصیت (به عقیده بیشتر روانشناسان شخصیت) باید بیشتر توجه متمرکز بر رشد و تقویت مهارتهایی باشد که بایستی در فرد ایجاد شوند. این مهارتها تحت عنوان مهارتهای پایه شناخته می شوند.از آنجا که در آن مرحله رشد کودک اتفاق می افتد، لذا برنامه درسی باید در راستای این رشد باشد به گونه ای که بایستی نه تنها مانعی برای رشد نباشد بلکه آن را جهت دهد. اما در این دوره برنامه درسی باید دو مورد را لحاظ نماید. اولاً اینکه از آنجا که ویژگی برجسته این مرحله هویت یابی است، لذا برنامه ریزی درسی باید در ایجاد و شکل گرفتن هویت در نوجوان مددکارش باشد. دوماً، ویژگی برجسته دیگر مورد به این دوره نیاز به استقلال از طرف فرد می باشد. این استقلال دو بعد را داراست: استقلال عاطفی و استقلال اقتصادی.

در بعد عاطفی، برنامه درسی باید در یافتن هویت صحیح و معرفی آن به نوجوان نقش خود را ایفا نماید. به گونه ای که خطرات ناشی از تبادلات فرهنگی، مخصوصاً در دنیای کنونی جهانی شده که به گونه ای اعجاب انگیز با هم گره خورده در ارتباط هست، را بتوان تا حد ممکن محدود نمود.

در بعد اقتصادی، برنامه درسی باید به گونه ای تدوین شود که نوجوان را برای برعهده گرفتن مسئولیت و شغل و حرفه ای آماده نماید. در این زمینه، برنامه درسی باید مهارت و حرفه آموزی را ترویج دهد تا بتواند در کسب استقلال فردی به نوجوان موثر واقع شود. لذا برنامه درسی باید ویژگیهای زیر را دربر گیرد تا به دانش آموزان در:

 

1-  برقراري روابط جديد و صحيح تر با دختران و پسران همسال خود   2- اجراي نقش اجتماعي جنس مذکر و مونث،   3- مستقل ساختن خود از والدين و ساير بزرگسالان،   4- انتخاب شغل و آمادگي براي آن،   5- آمادگي براي ازدواج و زندگي خانوادگي،6- توسعه و رشد مهارتهاي عقلاني و مفاهيم لازم جهت صلاحيت مدني يا اجتماعي،7- کسب و تحصيل ارزشها و مباني اخلاقي به عنوان راهنما در رفتار،8- ايجاد  و پرورش هويت ملي در بين نوجوانان: اين امر از لطمات مربوط به بحران هويت در بين نوجوانان مي کاهد. يکي از مقتضيات و مناسبات نوگراي، اطلاعات و آگاهي هاي جديد است. انفجار اطلاعات ذهن مدون و شکل يافته انسان را مشوش و درهم مي سازد بنابراين دست يافتن به شخصيتي ثابت در اين زمينه مي تواند انسان را در مواجهه با اين سيل خروشان ياري رساند.